تبليغاتX
عقاب

تنها کسی که می شناختم و سابقه اش پاک بود.

کسی که در برحه امتحان الهی نمره قبولی گرفت.

کسی که قدرت برایش بی ارزش بود.

کسی با خیال راحت می شد دوستش داشت.

کسی که مصلحت را به ارزش ترجیح نمی داد.

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 0:46 | لینک  | 

یلدا در کوچه های فقر

سایت جمعیت امام علی

وبلاگ طرح شام عیاران - طرحی در مورد اعتیاد

سایت طفلان مسلم - طرحی پیرامون کودکان بزه کار

وبلاگ طفلان مسلم - طرحی پیرامون کودکان بزه کار

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 0:3 | لینک  | 

 
تاریخ برگزاری
اولین همایش طرح فاطیما
طرح حمایت از دختران فراری وبی پناه
چهار شنبه 25/9/1388 ساعت 14 
آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه صنعتی شریف
 
نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 0:48 | لینک  | 

تا حالا به آمار اعتیاد چقدر فکر کردیم؟ حرف زیاد شنیده می شه. ولی اگر با آمار درج شده بریم جلو هم خوبه. یک آمار از پارسال (+ و + و + و +) می گه ۲-۳ میلیون نفر که میانگین سن ۲۳ ساله. ناراحت کننده تر این که سن اعتیاد همین جور رو به کاهشه (+ و +) و اون وقته که یه عده دنبال حاشا کردن می افتند (+).

اما مساله اینه که من از یه زاویه دیگه می خوام نگاه کنم. اصلا به تعداد کاری ندارم چون می دونم همه این آمار در حد یک دهم هم ممکنه درست نباشه. ۱۴ تن هروئین و ۴۵۰ تن تریاک تولیدی افغانستان که در ایران مصرف شده است. این یعنی بزرگترین مصرف سرانه اعتیاد در جهان. منبعی که خوندم اینجاست که بیان می کنه که در قاچاق حتی داخل زندان هم قدر هستیم.

حالا حساب کنید مثلا تو اخبار می آد می گه در چند وقت گذشته موفق شدیم ۱۰ تا قاچاقچی خرد را بگیریم. شما بگید یه قاچاقچی در روز چند گرم مواد بفروشه یعنی موفقه؟ فکرنکنم بالای ۱ کیلو باشه. یعنی درستش فکر کنم ۱۰۰ گرمه. خب مصرف روزانه در ایران چقدره؟ بیشتر از ۱ تن. پلیس چقدر با گرفتن قاچاقچی خرد ضبط کرده؟ ۱۰ کیلو !!! . چند وقت یه بار که فکر نکنم بیشتر از سالی یک بار باشه هم می آن خاکسپاری اعتیاد راه می اندازند که یه حجم کشف شده را می سوزونن و جشن می گیرن. حجمش چقدره؟ ۱ تن؟ ۲ تن؟ ۱۰ تن؟ کو تا ۴۰۰ تن سالانه مصرفی؟!!! کدوم نیروی بازدارنده وقتی که در زندان هم مواد قاچاق می شه ؟!!!

شما بگید. می شه با بگیر و ببند مقابله کرد؟! چند تا معتاد را می خواهید ترک بدین؟ غیر از اینه که یک کمپ همه هنرش می تونه ۱۰۰۰ نفر باشه تازه می دونیم که برگشت به اعتیاد هم کم نیست؟ پس مشکل از کجاست؟ بد نیست یه نگاهی به پست قبلی خودم (این) بندازیم. همه چیز مصرف کننده است. مواد مخدر هم مثل هر صنعت دیگه با استقبال مصرف کننده اش زنده است. باید دید اینجا ترغیب کننده چیه و کیه؟! چیه که باعث شده مصرف مواد رشد کنه و بیشتر و بیشتر بشه ، چیزی که باز هم آمار می گه (+) و نتیجه این بشه که ایران بشه بزرگترین مصرف کننده مواد در جهان (+). خب ایران بازارش را داره.

یه زمانی کراک باب شد. و جالبه به محض تولد کراک مرگ آور، تریاک کمیاب شد. معتادان به تریاک دچار کمبود شدند. مافیایی که تا دیروز فله ای تریاک وارد می کرد الان معلوم نبود چه می کنه که تریاک کمیاب شده ولی سر و کله ی یک ماده جدید بدجور فت و فراوون پیدا شده. کراک. یعنی هروئین ۹۹ درصد. یعنی مقدار معادل تریاکش چند برابر اثر داره. قیمتش یک دهم قیمت اصل جهانیه. و دست آخر کار به اینجا می کشه که مدام به درصد کراکی ها اضافه می شه. دیگه اگر معتادی ببینی که فقط تریاک مصرف می کنه، از نظرت پاکه. کراک روی تریاک را سفید کرد. به نفع معتاد هم شد چون به صرفه تره. مصرف راحت تر. به نفع قاچاقچی هم شده. و همین طور مافیایی که به مقبولیتش کمک کرد. شاید به نفع مبارز هم شد. چون مصرف کننده کراک زودتر می میره و جامعه از وجودش پاک می شه. کلا سرعتش بیشتره.

می بینیم که دقیقا مثل یک بازار تجاریه. جنس نو که می آد، جنس قبلی را کمیاب می کنند. جنس نو مطابق با سلیقه مصرف کننده ها درست شده. با یک سیستم کاملا مرتب و اصولی هم دست مصرف کننده می رسه. بازاری که راکد نمی شه. چون تولید کننده اش را داره. به خصوص الان که شیشه به لطف اقتدار ملی تولید داخلی هم شده. با دست توان مند و خود کفای داخلی.

بازار قوی و منظمی ه. دسترسی بالایی که در یک منبع دیدم در حد ۳۰ دقیقه است (+). فکر نکنم هیچ چیزی را بشه این قدر راحت تهیه کرد. خلاصه هر منبعی معترفه که مواد مخدر کاملا در دسترسه (+). اعتیاد به لطف همین توزیع عادلانه به سمت جوانان، نوجوانان و دانش آموزان هم می آد (+). و اینجاست که این آمار وحشتناک از اعتیاد نوجوانان (۱۰هزار نفر تا سال ۸۳ و ... ) باید مخفی بمونه (+ و +) و خلاصه مبارزه با اعتیاد نه در ایران بلکه در هر کشور مصرف کننده ای محکوم به شکست شده (+).

خب این که محصول یک بازار کاملا در دسترسه یعنی مشتری اون خیلی بیشتر از این دسترسی در دسترسه وگرنه که جنس روی دست فروشنده می مونه.

قاچاقچی مواد مخدر کارش را می کنه. رقمی که به خاطر رد کردن مواد از شرق کشور به غرب به جیب می زنه به قدریه که صفرش قابل شمارش نیست. سازنده همپای سلیقه ی مشتری قدم بر می داره. اینجاست که این قاچاقچی و این مافیا تا دنیا بوده، بوده و هست. چون مشتری داره. در بعضی کشور ها دولت با قاچاقچی همکاری می کنه که مواد را از کشور عبور بده، حتی اسکورتش می کنه. ولی قاچاقچی متعهد می شه که گرمی از مواد را در کشور محل عبور پیاده نکنه. حالا در ایران چه بسا ۵۰ درصد مواد مخدر عبوری پیاده و مصرف بشه. چون مشتری داره. در این کشور اگر مسئولی بخواد کاری بکنه از خود رئیس جمهور گرفته تا کل لشگر و ارتش و سپاهش باید کفن بپوشند و ترور بشن و آخرش هم مافیا بمونه سر پا. این مافیا قدرتش از هر قدرت بازدارنده ای قوی تره چون مشتری داره. چون بازارش را خوب شناخته. می دونه کجا باید مواد را بفروشه و از کجا باید کامل رد کنه. کجا تولید کننده ی خوبیه و کجا مصرف کننده ی خوبی. و این وسط منتظر اجازه یا مقابله ی دولت و نیروهای نظامی اون کشور نیست چون قوی تره. چون به لطف پول مشتری قوی شده.

رک بگم. اگر رئیس جمهور کشورم بودم در ۴ سال اول فکر مقابله با مافیای اعتیاد را نمی کردم چون باید لشگرم را قوی بکنم. لشگری متشکل از ۷۰-۸۰ میلیون نفر آدم. یک سیل ۸۰ میلیون نفره. که نمی خوان مواد مخدر در کوچه اشون دیده بشه. که هیچ معتادی را نتونن ببینن. که بازار مصرف را از بین ببرند. که مصرف کننده و مشتری ای نباشه. اون وقت مافیا کاری نخواهد کرد. جز انتقال. حتی بدون هیچ قدرت بازدارنده ای باز هم موفق نخواهد شد. چون بازار نداره. چون مشتری نداره. اون وقته که این آقای رئیس جمهور می تونه در ۴ سال آینده یک صدا با مردم بگه که ورود  مواد مخدر (که هزینه انتقال و درگیری برای قاچاقچی توجیه اقتصادی هم نداره) ممنوع. مردمی که هر کدوم به سهم خودشون جلو این افیون ایستاده اند. مردمی که هیچ کدوم مصرف کننده نیستند.

اما چطور می شه مردم را به این سطح رسوند؟ در شرایطی که مواد مخدر از یک تکه گوشت بر سر سفره ی غذا ارزون تره؟ در شرایطی که دسترسی به مواد مخدر از دسترسی به دارو آسون تره؟ در شرایطی که انسان فرهیخته و سالمش هم دنبال آرام بخش می گرده تا اعصابش را تسکین بده؟ از این مردم تریاک را گرفتند کراک اومد. کراک را بگیرید، یه چیز پیدا می کنند خودشون. بالاشهری ها براشون تریاک افت کلاس داشت، اکس زدند، یه عده اعتیاد نمی خواستند، بازار مشروب و عرق و ویسکی باب شده که من که اهلش نیستم هم بعید می دونم سخت باشه برام گیر آوردنش. از این مردم دود کردنی اش را بگیرید. سرنگی اش می آد. سرنگی اش را بگیرید، قرص می آد. نیاد هم خود مردم بالاخره دنبال اعتیاد به یه چیزی می رن. چون این مردمند که اعتیاد را می خوان. در جامعه ای که حتی به همکلاسی خودت در دانشگاه هم مطمئن نیستی. کمپ ترک اعتیادش هم می شه وسیله ای به نفع اعتیاد. مصرف مواد بعد از ترک بیشتر مزه می ده تا مصرف مستمر که بدن عادت کنه.

خلاصه فعلا که اعتیاد شده نعمتی برای آقایون مسئولین، چون مردم به جای این که به این فکر کنند که افرادی به اسم دین، دین و دنیا و انسانیت را به تارج می برند، پای منقلشون هستند و بی خیال همه چیز. آقایون هم برای اعتیاد نعمتی شده اند. چون ماشالله اون قدر سطح نشاط و امید و تفریح و رفاه و اقتصاد و دانش و فرهنگ و اخلاق را بالا نهادینه کرده اند که آدم سالم تحصیل کرده اش هم در به در دنبال یک آرام بخش ترجیحا مطابق با عرف می گرده!

ما کجا و کشورهایی که در آن ها داشتن قرص استامینوفن هم حمل مواد مخدر محسوب می شه کجا؟!

جایی و کشوری که معتاد و اعتیاد نداره دلیلش سیستم بازدارنده ی قوی نیست. دلیش اینه که مصرف کننده و خواهان مواد مخدر نداره. چون مردمش زمینه و علت و سبب خواستنش را ندارند. وگرنه همه می دونند که مواد مخدر چیز بدیه. حتی خود معتاد.

***

پ.ن ۱: اعتیاد به موادمخدر در کمین یک پنجم جمعیت کشور

پ.ن ۲: الان جرم من که اینا را نوشتم احتمالا از جرم مبلغ مواد مخدر سنگین تر شده.

پ.ن ۳: می خواستم عکس هم بذارم پشیمون شدم. خودتون سرچ کنید.

پ.ن ۴: لینک هایی که گذاشته ام را در حد یک نگاه گذرا هم که شده ببینید.

 ***

وبلاگ طرح شام عیاران - طرحی در مورد اعتیاد

سایت طفلان مسلم - طرحی پیرامون کودکان بزه کار

وبلاگ طفلان مسلم - طرحی پیرامون کودکان بزه کار

وبلاگ فاطیما - طرحی پیرامون دختران فراری و آسیب پذیر

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 21:30 | لینک  | 

این هفته فیلمی از تلویزیون پخش شد که به دیدن شش دونگش می ارزید (این). تمام موضوع فیلم در مورد یک بازاریاب یا به قول خود فیلم ترغیب کننده بود که برای شرکت بزرگ دخانیات مشتری جور می کرد. دیالوگ های فیلم خیلی ظریف و دقیق بود ...

من برای جایی کار می کنم که روزی ۱۲۰۰ نفر را می کشه ... همه مردم فکر می کنن که فروشنده های دخانیات باید با هواپیمای شخصی سفر کنن ولی من ترجیح می دم بین مردم باشم و مشتری هام را بشناسم. یه نفر را هم ترغیب کنم، پول رفت و برگشتم در اومده ... تو بگو بستنی وانیلی و من می گم شکلاتی. تو می گی وانیلی بهترینه. من می گم که ولی من دنبال بهتر از وانیلی ام. حتی بهتر از شکلاتی. می بینی. من خودم را ثابت نکردم ولی تو را رد کردم. من نمی خوام تو را قانع کنم چون برام مهم نیستی. مخاطبام مهمند که لااقل فهمیدند حق با تو نیست. این یه مثال ساده است ... شرکت دوست نداره مصرف کننده اش بمیره. این مخالفان ما هستند که دوست دارند مصرف کننده هامون بمیرن تا تبلیغ ضد کنند. باید خجالت بکشند ... لطفا از این به بعد روی قوطی روغن هم آرم جمجمه و استخوان را بزنید چون رتبه اول عوامل مرگ مال کلستروله ... هیچ آماری این تعداد تلفات سیگار را تایید نمی کنه ... فقط یه احمق می تونه منکر ضرر سیگار بشه ...

در قسمت مهمی از فیلم ترغیب کننده پیشنهاد کلیدی را می ده. تبلیغات غیر مستقیم سیگار. سیگار باید در فیلم ها توسط هنرپیشه های محبوب کشیده بشه. اون هم نقش های مثبت. در صحنه های کلیدی ...

بهتره اون بازیگر تو دید نباشه. چون مردم ازش می پرسن چرا سیگار می کشی ... فکرش را بکن یه پک به سیگار بزنه و پیشنهاد ازدواج بده ... دکتر نیستم. مشتری برام مهمه .... قرار شد به تهیه کننده ها پول بدیم که هنرپیشه ها سیگار بکشند ...

دیالوگ های بین ترغیب کننده و یکی از تبلیغ کننده های سابق هم جالب بود ...

... چرا این کار را می کنی ؟ ... چون این کار را خوب بلدم ... منم تیر اندازی خوب بلدم ولی شلیک نمی کنم ...

و همین طور مخاطبان مخالف ...

ما می خوایم ما را نکشی ... فقط سالی نیم میلیون نفر تو اینجا ... باید سوژه درب و داغون باشه ...

از من بپرسید می گم فیلم تاثیر ضد سیگار نداشت. به قدری ترغیب کننده جذاب بود که شاید بیننده را هم ترغیب می کرد. فقط بیماری آخرش باعث شد این اتفاق نیفته. دیالوگی که ترغیب کننده داشت خیلی مهم بود ...

... هر کس یه کاری بلده. منم بلدم خوب حرف بزنم ...

در قسمت آخر فیلم مخالف ترغیب کننده پی گیر حذف تصویر سیگار از فیلم های کلاسیک بود.

در قسمت آخر فیلم ترغیب کننده به دخانیات پشت کرد و تغییر شغل داد که با یک دیالگ ساده معرفی شد ...

... آقایون ! هنوز هیچ تحقیقی رابطه ی بین سرطان و تلفن همراه را تایید نکرده !

Aaron Eckhart in Fox Searchlight Pictures' Thank You for Smoking

***

پ.ن : من از این پست هدف نقد فیلم ندارم. می خوام در پست های بعدی به بحث اعتیاد بپردازم. این فیلم به نوع صحبتم کمک کرد.

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 22:54 | لینک  |