آقا مخلص کلوم این که نشد که نشد و بنده همین جا سر تعظیم و تواضع (!!!!!) فرو پایین آورده و اعلام می کنم که بنده این کاره نیستم و این کارها کار هر اسبی (کسی) نیست و آدم وارد می خواد . اگر هم بشه، با Paint خداییش نمی شه ! خلاصه بنده تسلیم هستم و کم آوردم.
جدیدا به بیماری خفنی مبتلا شدم که در مرحله مزمن و حادش قرار داره. هر کسی هم که نیم دقیقه با من هم صحبت می شه بهش اعتراف می کنه و بدبختی به رویم هم می آره. حتی هاتف خرچنگ که بعد مدت ها از خارج برگشته بود در جا با اولین ملاقات با من تو وبلاگش نوشت که "براش نگرانم" ... ولی فکر کنم این قضیه پاناروما کمی به درمان اینجانب کمک کرد.
پ.ن ۱: آسمون دودی و داداشش به اینترنت دسترسی ندارند. برای همین انگیزه من هم برای نوشتن کم شده.
پ.ن ۲: این را نوشتم تا اون هایی که منتظر اثر هنری من بودند بی خود دلخوش نباشند.