blogerfree طلاى سفيد چگونه از سكه افتاد!
بیا دنیا بسازیم ... نه با دنیا بسازیم

يادى از روزهاى رونق پنبه در گلستان
 
319938.jpg
ديوارها تمامى ندارند، هرچه مى روى بلند و آجرى ادامه مى يابد، ديوارى به دور هكتارها زمين. در چند دهه گذشته پشت اين ديوارها شلوغ بوده؛ پر از كارگر، ماشين و عدل هاى پنبه؛ پشت ديوار كارخانه هاى بزرگ پنبه پاك كنى استان گلستان.
۴۰ كارخانه پنبه پاك كنى استان گلستان كه ده ها سال از عمر آنها مى گذرد اكنون به دليل افزايش جمعيت، وسط شهرها قرار گرفته اند و به نسبت خانه هاى كوچك امروزى مانند غولى مى نمايد؛ غول هايى كه در اين آرزو هستند تا بر غبار كهنه شان دستى كشيده شود و از چراغ جادويى خويش بيرون بيايند تا خاطرات گذشته را زنده كنند. زمانى نه چندان دور اين غول ها هزاران كارگر را در دل خود جاى داده بودند، كارگرانى كه سفره ناهارشان را در سايه بلند ديوارهاى كارخانه زير درختان نارنج محوطه پهن مى كردند، سفره هايى كه زنان كارگر از مزارع مجاور براى همسرانشان مى آوردند. هنوز منظره مزارع پنبه از ياد زنان قوزه چين آن سال ها نرفته است؛ مزارع بزرگى كه از رويش پنبه سفيد شده و دشت گرگان را پر كرده بود؛ زنانى كه با دستان خود ساقه ساقه قوزه ها را مى چيدند تا چرخ زندگى خود را بچرخانند.
هنوز نقشه هاى قديمى هم از بين نرفته است تا علامت دودكش كارخانجات كه بر روى نقشه ها نشانه صنعتى بودن دشت گرگان است معلوم باشد. دود صدها كارخانه پنبه پاك كنى، روغن نباتى، صابون سازى و غيره از روى نقشه هاى جغرافيايى قديمى هنوز بلند مى شود و گواهى مى دهد اين منطقه از آن زمان مأمن هزاران مهاجر دشت هاى آفتاب زده شرق ايران بوده است كه در سايه كارخانجات صنعتى به دشت گرگان پناه آورده بودند. مهاجرانى از سرزمين اساطير كهن ايران، از ديار رستم و زال؛ مردمانى از سيستان و بلوچستان؛ از فلات سوخته ايران؛ خشكى زدگان زاهدان و زابل، كه اكنون پس از نيم قرن به بوميان اين ديار تبديل شده اند.
آن سال ها ورودى دشت گرگان تابلو بزرگ و زيبايى داشت: به سرزمين طلاى سفيد خوش آمديد. سرزمينى كه از شرق تا غرب يكسره زير كشت پنبه بود. زندگى با پنبه آغاز و با پنبه ختم مى شد. پنبه كارى شغل اصلى خانواده ها بود. شغلى كه هر روز ادامه مى يافت و تمامى نداشت. كاشت، وجين، آبيارى، وجين دوم، قطع سر بوته، سمپاشى، پنبه چينى و سرآخر حمل به كارخانه به هزاران كارگر ورزيده احتياج داشت. كسانى كه بكارند، وجين كنند، آب بدهند، سمپاشى كنند و در آخر قوزه قوزه پنبه ها را در گونى بريزند و به كارخانه ها ببرند.
پنبه موجب شده بود كه در هر شهر حداقل يك كارخانه پنبه پاك كنى و در كنار آن صابون پزى و روغن كشى تأسيس شود؛ از بندر گز تا كردكوى، بندرتركمن، گرگان، آق قلا، على آباد و گنبد كارخانه هاى پنبه پاك كنى ۳شيفت كار مى كرد و پايان هر شيفت كارى با صداى سوتى كه در شهر همه مى شنيدند اعلام مى شد، صبح ها با شنيدن صداى سوت همه مى دانستند ساعت ۶ صبح است.
صدها نفر در كارخانه ها كار مى كردند. صابون كارخانه ها در منطقه توزيع مى شد و به كار رختشويى و حمام مى خورد. علاوه بر آن كارخانه ها زمين هاى وسيعى در شهر خريدند براى ساخت خانه هاى كارگرى و ده ها كارگر جديد و شغل جديد به شهر اضافه شد. قيمت زمين ترقى كرد و ازدواج كارگران جوان موجب رونق شهر شد. كشت پنبه در دشت گرگان در اواسط عصر قاجار با بذر خريدارى و در بين كشتكاران پنبه به صورت رايگان توزيع شد. اميركبير با اين اقدام مى خواست جلوى واردات پارچه و به خصوص فاستونى را كه از انگلستان وارد ايران مى شد بگيرد تا كارخانه هاى ايرانى خود پارچه توليد كنند و مردم ايران از حاصل دسترنج خود بهره گيرند.
بعد از آن، سال ۱۳۰۵ هـ . ق شركت مختلط ايران و روس به توسعه كشت پنبه در گرمسار و دشت گرگان اقدام كرد. اين شركت با همكارى دولت ايران چند كارخانه پنبه پاك كنى در مناطق پنبه خيز به راه انداخت و به تدريج كشت طلاى سفيد در كشور رونق گرفت و ساليان متمادى ايران با توليد بيش از ۲۲۵ هزار تن پنبه در سال مقام هاى پنجم تا هفتم توليد جهان را داشت.
عباس عليخانى از كارخانه داران قديمى در مورد آن سال ها مى گويد: صنعت پنبه پاك كنى بعد از جنگ جهانى اول در استان تأسيس شد، كارخانه ما هم كه در سال ۱۳۳۰ تأسيس شد، جزو كارخانه هاى قديمى پنبه پاك كنى دشت گرگان به شمار مى آمد كه ماشين آلات آن را از صنايع «موراى» آمريكا خريده بوديم. درآمد اين كارخانه به قدرى خوب بود كه شركا در همان سال اول به پول كارخانه خريدارى شده رسيدند و سال بعد كارخانه ديگرى در گنبد تأسيس كرديم. وى مى افزايد: آن سال ها گرگان و دشت به كارگران زيادى نياز داشت. هر هكتار زمين پنبه يك كارگر مى خواست تا از اوايل فروردين تا نيمه شهريور دائماً در مزرعه كار كند و بعد از آن كارگران كارخانجات پنبه پاك كنى از نيمه شهريور تا آخر فروردين هر سال در كارخانه ها مشغول بودند. كارخانه ها سه شيفت در تمام ۲۴ ساعت كار مى كردند تا پنبه هاى محلوج را براى مصرف داخلى و علاوه بر آن براى صادرات به كشورهايى مانند آلمان و روسيه آماده سازند و پنبه بعد از فرش صادرات عمده كشور بود.
اسدالله پاك سرشت رئيس تعاونى كارخانجات پنبه پاك كنى گلستان نيز با يادآورى خاطرات آن سال ها مى گويد: هتل ميامى گرگان كه حالا متروكه شده است هتل درجه يك و زيبايى بود كه سال هاى دهه ۴۰ از خريداران خارجى پنبه پر مى شد. دلالان و نمايندگان شركت هاى خارجى براى خريد پنبه مرغوب گرگان و عقد قراردادهاى تجارى دائماً در رفت و آمد بودند. روس ها خريداران اصلى بودند و با وجود ۶ جمهورى پنبه خيز اتحاد شوروى در آن سال ها پنبه مرغوب گرگان را كه الياف بلند و مقاوم داشت مى خريدند.
وى ادامه مى دهد: به سبب صادرات پنبه كم كم قوانين تجارى دنيا كه مورد نياز معاملات بين المللى بود در منطقه اجرا شد و تجار با آن آشنا شدند و تجارت بين المللى در گرگان همپاى شهرهاى تهران، تبريز و مشهد رشد يافت. تجار گرگان نيز به تدريج در كار تجارت جهانى وارد شدند و راه و رمز آن را آموختند.
تاجران گرگان تاجران موفقى بودند كه پنبه را در بورس هاى جهانى، از جمله بورس نيويورك مى فروختند و درآمد آن را دوباره به منطقه مى آوردند. يكى از آنها، سال ها بعد بزرگ ترين دانشگاه منطقه يعنى دانشگاه پزشكى فلسفى را در گرگان بنا نهاد كه هزينه ساخت آن را از محل صادرات پنبه گرگان كسب كرده بود.
علاوه بر آن پنبه يا طلاى سفيد محصولى است كه چيزى از آن دور ريخته نمى شود. چوب پنبه، لينتر، صابون، نخ، پارچه، الكل و خوراك دام در زمره ۷۰محصول صنعتى است كه از بوته پنبه مى گرفتند. همين مسأله سبب تأسيس كارخانجات متعدد وابسته ديگرى شد. به اين ترتيب رونق صنعتى اين گياه چهره اى ديگر به گرگان و دشت داد و آن سال ها گرگان جزو آبادترين شهرهاى كشور شد. كارگران براى خود خانه مى خريدند و مهاجران بيشترى به منطقه روى آوردند.
اسدالله معطوفى از پژوهشگران تاريخ منطقه در مورد اين مهاجران مى گويد: هموطنان بلوچ و سيستانى به سبب خشك شدن رود هيرمند و خشكسالى شديد مجبور به مهاجرت از سرزمين پدريشان شدند و چون مزارع بزرگ پنبه دشت گرگان به كشاورزان بسيارى احتياج داشت، به اين منطقه آمدند و به مرور زندگى آنها سامان يافت.
پاك سرشت هم در مورد آن سال ها مى گويد: تقريباً ۶۰ هزار نفر در مزارع كار مى كردند و چون منطقه با كمبود كارگر مواجه بود ۳۰ هزار نفر از آنها از سيستان و بلوچستان و از جنوب خراسان و سمنان آمده بودند. آنها در مزارع پنبه به روش سهم برى كار مى كردند؛ يعنى ۳۰ درصد محصول پنبه را كارگران و ۶۰ درصد را مالكان مى گرفتند. سهم مالكان، زمين، آب و ماشين آلات بود و سهم كارگران كار. وى ادامه مى دهد: تا قبل از كوچك شدن مزارع، صدها مزرعه بزرگ پنبه در استان وجود داشت كه سبب رونق كشت مكانيزه شد.
مالكان اين مزارع بزرگ از سرمايه بانك ها و نظرات كارشناسان بهره مى بردند و اين شرايط جوانان را به سمت تحصيل در رشته هاى مهندسى كشاورزى كشاند و بهزراعى و مديريت مبارزه با آفات جان گرفت.
پرويز اسلامى كارشناس ارشد پنبه نيز در مورد خاطرات سال هاى گذشته مى گويد: پنبه گرگان يكى از بهترين انواع پنبه در كل دنياست كه با صادرات پر رونق آن مؤسسه تحقيقات پنبه در گرگان برپا شد و كار تحقيقاتى و علمى محققان در منطقه شكل گرفت. در نتيجه، صدور اين محصول تا بعد از انقلاب نيز ادامه داشت. به اين ترتيب آن سال ها ايران با داشتن يك درصد جمعيت جهان، ۲ درصد پنبه دنيا را به ۲۰ كشور صادر مى كرد كه ۶۰ درصد آن در گرگان و گنبد توليد مى شد؛ توليدى كه براى ۶۰ كارخانه نساجى ايران پنبه مرغوب مهيا مى كرد و صادراتش سالانه ۱۲۰ ميليون دلار درآمد داشت. اسلامى سپس مى گويد: اكنون هر كارخانه هزار عدل در فصل كارى مى بندد، در صورتى كه با كشت ۲۰۰ هزار هكتارى پنبه در دشت گرگان در گذشته، كارگران هر كارخانه بيش از ۲۰ هزار عدل پنبه مى بستند؛ عدل هايى كه خوراك كارخانجات پارچه بافى در سالن هاى بزرگ كارخانه چيت سازى بهشهر و نساجى قائمشهر با صدها كارگر زن و مرد بود.
وى در ادامه مى افزايد: چندى پيش زمين با دو كشت، پنبه و خربزه ديدم و صاحب مزرعه مى گفت پنبه را به عنوان سايه بان خربزه كاشته است. پنبه اى كه از اسلحه سازى گرفته تا پزشكى كاربرد دارد و هزاران كشاورز، راننده تراكتور، سمپاش، كاميون دار، كارشناس و كارگر بايد براى آن كار مى كردند، حالا ارزش خود را از دست داده و در ۱۳ هزار هكتار از اراضى استان كشت مى شود.
اكنون كارخانجات صنعتى پنبه پاك كنى گرگان همگى به نوعى تعطيل شده اند. برخى را صاحبانشان بسته اند، برخى به گاراژ ماشين تبديل شده اند و تعدادى انبار گندم است. بعضى تغيير كاربرى داده و انبوه سازى شده و ۱۲ كارخانه باقيمانده با ۲۰ درصد ظرفيت كار مى كنند. امروزه زمين هاى پنبه زير كشت هندوانه و كلم رفته است و كارگران پنبه چين سى دى مى فروشند. پنبه از تركمنستان مى آيد و روغن از تركيه و بچه هاى ما قصه هاى روزهاى پنبه چينى و كارگران خسته را نشنيده اند. ديريست كه صداى سوت كارخانه پنبه در شهر به گوش نمى رسد؛ هرچند همه روزه درهاى ۱۲ كارخانه پنبه پاك كنى باز مى شود، اما دربان يكى از كارخانه ها دنبال آشنايى مى گردد تا براى اشتغال فرزندش از بانك روبه روى كارخانه وام بگيرد.
 
 
***
امارت اماکن فساد را در کشورش آزاد می کنه برای جذب توریست و پول دار شدن
عربستان مشروب فروشی را در برخی شهرها
سوریه رقاص خونه را
سواحل لبنان هم یه جورایی آره
همه برای جذب توریست و سرمایه است
...
امیرکبیر (که شنیدم طرح پنبه ابتکار ایشان بوده) با یک طرح کارشناسانه یک استان را سرمایه دار کرد ، و یک عده از روی بی فکری این استان را فقیر کردند.
نتیجه ؟
نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 17:53 | لینک  |