پنجشنبه یکم آذر ۱۳۸۶
خداوندا !
مرا وسيله صلح خويش قرار ده
آنجا که کين است، بادا که عشق آورم
آنجا که تقصير است، بادا که بخشايش آورم
آنجا که تفرقه است، بادا که يگانگي آورم
آنجا که خطا است، بادا که راستي آورم
آنجا که شک است، بادا که ايمان آورم
آنجا که نوميدي است، بادا که اميد آورم
آنجا که غمناکي است، بادا که شادماني آورم
خداوندا !
بادا که بيشتر در پي تسلي دادن باشم تا تسلي يافتن
در پي فهميدن باشم تا فهميده شدن
در پي دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
چرا که با دادن است که مي گيريم
با فراموشي خويشتن است که خويشتن را باز می يابيم
با بخشودن است که بخشايش به کف مي آوريم
و
با مردن است که به زندگي برانگيخته مي شويم

مرا وسيله صلح خويش قرار ده
آنجا که کين است، بادا که عشق آورم
آنجا که تقصير است، بادا که بخشايش آورم
آنجا که تفرقه است، بادا که يگانگي آورم
آنجا که خطا است، بادا که راستي آورم
آنجا که شک است، بادا که ايمان آورم
آنجا که نوميدي است، بادا که اميد آورم
آنجا که غمناکي است، بادا که شادماني آورم
خداوندا !
بادا که بيشتر در پي تسلي دادن باشم تا تسلي يافتن
در پي فهميدن باشم تا فهميده شدن
در پي دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
چرا که با دادن است که مي گيريم
با فراموشي خويشتن است که خويشتن را باز می يابيم
با بخشودن است که بخشايش به کف مي آوريم
و
با مردن است که به زندگي برانگيخته مي شويم

۳- با تشکر از خانم همیشه بهار ، که متن این مناجات را چند وقت پیش به من دادند.
نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 12:24 | لینک
|