به دکتر کی منش خیلی دوستانه گفتم اگر وبلاگش را اون موقعی که مــــن می گم (تاکید روی موقع و من و می گم) آپدیت نکنه، نیم نمره از کارآموزی اش کم می کنم. خب اون هم خوب می دونه که منظور من نیم نمره زمان کارآموزی ۲ خودمه که می شه حدود ۲ نمره و ۲۵ صدم الان (با احتساب تورم دکتر ا.ن). خلاصه این که خوشحال باشید که همین الان آپدیت کرد.
این دکتر داره خودش را بد جوری پیش رئیس روءسای ما جا می کنه ! دور از چشم من پروژه هم می گیره ! فکر کنم باید زیر آبش را بزنم (یوها ها ها)
***
چند وقت پیش که خرچنگ زاده برگشت ایران، ما را به یه شام مفصل و پارک گردی دعوت کرد. از اون موقع دل و دماغش نبود که بنویسم و تشکر کنم.
معرفی از چپ به راست :
- جواد صامعی، از معدود کسانی که اسم وبلاگش به خودش می آد. زودتر از هممون به این عرصه رو آورد و بعدش من. اگر اون هم بره خارج دیگه راستی راستی دوره رفقای قدیمی برای من تموم می شه !
- سید علی میرطار، هیچ کس به اندازه ی این بابا اسمش به وبلاگش نمی آد و در دنیا از این جهت رقیبی نداره. همین جوریه. شیک کرده بود انگاری داره با کیا می گرده ! از اول دبیرستان با هم بودیم. هنوز تیکه کلامش (خنگی دیگه خنگی خنگی) موقع رفع اشکال از دیگران را یادمه. این هم داره می ره کم کم.
- خودم هستم. ببخشید اگر خوب نیست ، یا رضایت بخش نیست. دست خودم نبود !
- هاتف، خرچنگ عنکبوت نما ! رکورد دار تعطیل کردن وبلاگ برای همیشه و راه اندازی مجددش بعد دو هفته !!! (داره دو رقمی می شه کم کم) الان آنتن وبلاگش افتاده جاهای جدید ! فضای وبلاگش عوض شده ولی بچه خوبیه هنوز !
- مهدی کرمی، شاه طنز علم و صنعت، یگانه عقاب عرصه طنز، ارباب جهان، بچه کرمونشاه! از همه دیرتر وبلاگ نویس شد ولی از بدو تولد نویسنده و شاعر بود.
شب خوبی بود. هرچند خستگی نذاشت من و جواد خیلی سرحال باشیم. مخصوصا من ! مخصوصا اون ! ولی شب خوبی بود در پارک ملت ! کاش باز هم تکرار می شد. دلم برای این رفاقت های بی شیله پیله تنگ شده. شاید زمانی برسه که هیچ وقت نبینم.
شاید روزی برسه که از دیدن این عکس حس متفاوتی پیدا کنم. شاید یک حس بهتر. آخه اون شب زیاد روبراه نبودم. ( اگه روبراه بودم دیگه چقدر هاتف را اذیت می کردم !!!)
فواره های موزیکال پارک ملت خیلی فوق العاده هستند. ازشون فیلم گرفتم. خوبه که ببینید.