blogerfree خانم راننده
بیا دنیا بسازیم ... نه با دنیا بسازیم

ميدان هفت تير. تاكسي هاي خطي آرياشهر.

راننده يك خانم به ظاهر مسن ه كه داد مي زنه آرياشهر، آرياشهر و مسافر جمع مي كنه. پرايد تاكسي سبز. خانم و آقا نداره. اولين مسافر اون سري ماشينش خودم بودم كه نشستم صندلي جلو و تا زمان پر شدن ماشين خودم را مشغول مطالعه ي يك كتاب كه الان نزديك يك سومش تموم شده كردم.

دلم مي خواست داستان زندگي اش را بدونم و اين كه آيا از اين شغل راضي ه؟ شرايط زندگي اش چيه؟ مجبور ه يا مسافر كشي را دوست داره؟

از معدود دفعاتي بود كه نه از كرايه ي زياد ناراحت شدم نه از رانندگي بد و تكون هاي بي جهت ماشين. چيزهاي مهم تري براي توجه كردن بود.

كاش مي شد يكي كه مي تونه بياد باهاش گپي بزنه.

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 19:52 | لینک  |