blogerfree حس تكراري
بیا دنیا بسازیم ... نه با دنیا بسازیم

ديروز از مترو كه بيرون اومدم باز هم چشمم افتاد به مسجد سوخته اي كه روزي مردم آتشش زدند و هنوز در دست تعمير است.

مسجدي كه شيطان از پشت بامش حكومت مي كرد و فرمان مي داد.

مسجدي كه تلخ ترين و وحشتناك ترين خاطرات اين مردم را رقم زد.

مسجدي كه خشم مردم زخم خورده به آتشش كشيد.

مسجدي كه مسجد نبود. محل خدا نبود. خانه خدا نبود.

به اميد ويراني تمامي خانه هاي فساد.

مسجدي كه باز هم با ديدنش حالم دگرگون شد و كوهي از غم را حس كردم. يك حس تكراري تمام نشدني.

آيا در اين حد هم حق نوشتن ندارم در مقابل ...

لطفا آزادم بگذاريد در اين حد نوشتن

مترو نواب، مسجد لولاگر

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 12:37 | لینک  |