blogerfree گ ش ت ا ر ش ا د
بیا دنیا بسازیم ... نه با دنیا بسازیم

هفته گذشته فیلم گشت ارشاد را دیدیم.

فیلمی بسیار خوب و هنرمندانه و پرمعنا که هر چیزی را سر جای خودش دقیقاً داشت.

در این روزگار که عده ای فیلم هایی می سازند که به گفته علیرضا امینی کارگردان عزیز فیلم انتهای خیابان هشتم به صورت دستوری اکرانشان در سینماها اجباری می شود چه خوب که لااقل در چند دانه اندک شمار سینما اجازه اکران را به فیلم پرمعنای گشت ارشاد داده اند. درست است که با اکران دستوری و تماشای اجباری فیلم های سفارشی آقایان باز هم شاهد خواهیم بود که فروش بیشتری نصیب قلاده های طلا شود اما ای کاش همه می دانستند که فرق بین دروغ و راست چیست. هر آلودگی ای را به هر وسیله ای نمی توان از دامان آلوده پاک کرد. حتی به هزینه ساخت فیلم های پرخرج خوش رنگ و لعاب که شنیدن صدایش هم از پشت درب سالن در حال اکران یادآور روزهای تلخ و خونین است. خاطراتی که با هیچ چیزی پاک نمی شود. و بعد از مدت ها انکار آلودگی این بار آلودگی را گردن دیگران می اندازند. همه چیز در خیابان ها خلاصه نشد. در زمینه های دیگر هم ما مردم دیدیم و شنیدیم. هر آلودگی را نمی شود پاک کرد. برخی آلودگی ها را به هیچ وجه نمی شود پاک کرد.

دست مریزاد به سعید سهیلی و دست مریزاد به پسرش و همین طور حمید فرخ نژاد عزیز و پولاد کیمیایی با آینده ای درخشان

فیلم زندگی خصوصی را ندیده ام. فقط شنیده ام که مثل گشت ارشاد بارها جلو اکرانش گرفته شده.


نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 16:47 | لینک  |