blogerfree عقاب | مهر ۱۳۸۵
بیا دنیا بسازیم ... نه با دنیا بسازیم

بعضی وقت ها آدم بدجوری گیر می کنه. هدف درست . راه درست . ولی باز یه جای کار می لنگه. اون وقته که باید خودت را قربانی تردیدهایت بکنی تا محیط اطراف را بشناسی. تا بفهمی با کی طرفی. تا انگیزه برای خرج کردن تمام پتانسیلت داشته باشی.

هر کاری خرجی داره و هزینه ای. اون دیکته ننوشته است که غلط نداره. باید غلط گرفتن از دیکته را تحمل کرد. باید نوشت تا فهمید دیکته درست و غلط چیه.

نمی دونم نمره ام چنده. ولی باید فعلا سرزنش غلط نویسی را تحمل کرد. اگر تاب تحمل نیست بهتره که درس و مکتب را ببوسی بذاری کنار دیگه دیکته ننویسی.

راستی شما دوست داشتید جای کدوم از این دایره های وسطی احاطه شده توسط اطرافش باشید ؟

یا این که الان جای کدوم هستید ؟

 

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 20:37 | لینک  | 

۵۰۰-۱۴۰۰ سال پیش یه نفر که شاید بیشتر از خیلی از الانی ها علی را درک کرده بود ، بیشتر از خیلی از الانی ها می شناختش ، به خاطر این که نتونست تحمل کنه ، ظرفیت پیروی از علی را نداشت ، ظرفیت دیدن دین علی را نداشت ، در سپیده دم شمشیر خود را در مکانی که خودش قبول داشت مقدسه و حرمت داره بر فرق سر شاه عدالت فرود آورد و علی را نه برای اولین بار و نه برای آخرین بار کشت.

شاید می دونست که در بین قاتلین علی لااقل از همه بیشتر علی را می شناسه ، از همه بیشتر علی را درک کرده ، از همه بیشتر می دونه که چرا این کار را کرد. لااقل خوب می دونه که کم آورده و ظرفیت نداره. لعنت بر او که علی کشی را باب کرد.

علی تا قبل از اون مظلوم بود. بعدش هم مظلوم. علی از اون شب به بعد بارها و بارها تکه تکه شد. هر کس به نوعی علی را تکه تکه کرد. هر کس او را در نظر خود معنا کرد. هر کس راه او را به خودش بست. هر کس به نوعی پشت نام او پنهان شد . و هیچ کس نفهمید که به راستی ابن ملجم زمانه است نه پیرو علی. نفهمید که علی را نشناخته ...

علی مدام تکه تکه می شه و دادرسی نیست ... علی تنهاست ... علی زنده است ...

Image hosting by TinyPic

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 20:43 | لینک  | 

تمام سپاس از آن  اوست که جز او کسی را صدا نمی‌زنم٬ که اگر دیگران را صدا بزنم پاسخ‌ام نمی‌دهند.

تمام سپاس از آن اوست که دل‌ام به کسی جز او خوش نیست٬ که اگر به دیگران دل خوش می‌کردم٬ ناامیدم می‌کردند.

تمام سپاس از آن اوست که کارهای مرا خودش رو به راه می کند و باز پیش او عزیزم که اگر کارهای مرا به این مردم وا می‌گذاشت٬ خوارم می‌کردند.

تمام سپاس از آن  اوست که به من نیازی نداشت٬ ولی گفت که دوست‌ام دارد.

تمام سپاس از آن او که با من طوری صبوری می‌کند که گویی هیچ کار سیاهی نکرده‌ام.

پروردگار  من, به‌ترین من است٬ شایسته‌ترین کس برای ستایش من.

امام سجاد (ع)

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 13:24 | لینک  | 

یه هنرپیشه وقتی داره کارش را می کنه همه اش زیرچشمی مواظبه که تو کادر باشه. از کادر بیرون نره. حالا اگه کادرش یا دوربینش را گم کنه چی ؟!!! با کدوم دوربین ؟!!! کدوم کادر ؟!!!

آقای کارگردان من را ببخش. باز هم داشت یادم می رفت که تو فقط با یه دوربین کار می کنی. داشتم کادرت را گم می کردم. کمکم کن. من در کادرهای تو در تو گم شده ام.

 

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 10:12 | لینک  | 

سی مرغ به امید رسیدن به سیمرغ راهی شدند. باید به مقصد برسند. نباید در دور باطل بیفتند. باید اراده کرد و رفت. یادش بخیر وقتی که شروع کردند. دونه دونه رفتند . شاید هم باید می رفتند. شاید این هایی که مانده اند نتوانند دوام بیاورند ولی تا اینجا آمده اند. شاید نباید می آمدند ولی نشد . عشق سیمرغ بود و ضعف عاشق.

دور هم گرد آمدند. دست در دست هم انداحتند. اشک ریختند و سد رکورد لعنتی شکست. پیمان بستند که بمانند و بدانند که ماندنشان منت ندارد که نیاز است. که باری است سنگین که بر دوش دارند.

بمانند که برسند به سیمرغ وجود. به مفهوم ناله های شاه عدالت با چاه.

فراموش نمی کنم . فراموش نمی کنم ...

                ورود به ماه مهمانی خدا مبارک.

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 14:36 | لینک  | 

جمعیت امسال خیلی منظم شده. برای هر چیزی مسئولی تعیین شده. کارها در چارچوب خودش انجام می شه و از نظر اینترنتی هم اوضاع خیلی بهتر شده ...

اطلاعات بیشتر

 

 

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 16:14 | لینک  | 

از مراسم مورد علاقه من در جمعیت مراسم دعاست. موضوع اینه که در خانه یکی از خانواده های محرومین تحت پوشش جمعیت و یا یکی از مراکز مربوطه نظیر بهزیستی ، بیمارستان ها ، شیرخوارگاه و  ... جمع می شوند و ضمن دعا خواندن در مورد مسائل مختلف جمعیت در یک جمع دستانه بحث می کنند و از صحبت های یکدیگر استفاده می کنند.

بزرگترین فایده مراسم دعا اینه که افراد از نزدیک وضعیت خانواده مربوطه را جویا می شوند ، و این خیلی مهمه که خودت با چشم خود می بینی کمک هایت در کجا مصرف می شه.

معمولا در طول سال هر ماه یک مراسم دعا داریم ، ولی در ماه رمضان هر هفته دو تا. یکی وسط هفته و دیگری آخر هفته. اولویت بیشتر با افراد جدیدالوروده که فرصت خوبیه تا با جمعیت بیشتر آشنا شوند. چون ظرفیت محدوده به این افراد بیشتر ظرفیت داده می شه.

 

نوشته شده توسط علیرضا کریمی در ساعت 13:49 | لینک  |