از نظر علوم روحانی بهترین ساعت برای کسب انرژی معنوی نیمه های شب است. برای همین فریضه نماز شب در همین زمان است. امسال لحظه سال تحویل هم در همین زمان است.
التماس دعا
نخستین روز خلقت
ما در نوروز نخستین روز خلقت ، روز اورمزد ، آتش اهورایی (عشق) را در عمق وجدان خویش برمی افروزیم و به پایمردی خیال از صحاری سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن ما برپا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان جاری است شرکت می کنیم و بدینگونه بودن خویش را به عنوان یک ملت در تندباد ریشه برانداز زمان ها خلود می بخشیم و در هجوم این روزگار دشمن کامی که می خواهد ما را با خود بیگانه سازد و خالی از خویش برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کند در این میعادگاه که همه نسل های تاریخ حضور دارند ، با آنان پیمان وفا می بندیم و امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم.
دکتر علی شریعتی
نوروز
نوروز همه وقت عزیز بوده است. در چشم مغان ، در چشم موبدان در دیده مسلمانان ، در چشم شیعیان همه نوروز را عزیز شمردند و با زبان خویش از آن سخن گفتند . حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند : "نوروز روز نخستین آفرینش که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز خلقت جهان پایان گرفت و از این رو نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمردند".
دکتر علی شریعتی
زیبا ترین سنت ها
تنها فرصتی برای آسایش ، تفریح و خوشگذرانی نیست نیاز ضروری جامعه ، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که هر دم در تغییر و تحول است چه چیز می تواند ملتی را در برابر ارابه بی رحم زمان که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود ، از زوال مصون دارد . ملت مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است. اما تیغ زمان پیوند نسل ها را قطع می کند. تنها سنت ها هستند که ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشته هایمان آشنا می سازند. جشن نوروز یکی از استوار ترین و زیبا ترین این سنت هاست. نوروز اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند او با گذشته ...
دکتر علی شریعتی
جان مذهبی نوروز
اسلام که همه رنگ های قومیت را زدوده و سنت ها را دگرگون کرد نوروز را جلای بیشتر داد. شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطه ی زوال در دوران مسلمانی ایرانیان مصون داشت . انتخاب علی (ع) به خلافت و وصایت در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است. خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان به علی (ع) و حکومت علی (ع) داشتند پشتوانه نوروز شد ، نوروز که با روح ملیت زنده بود جان مذهب نیز گرفت ، سنت ملی با ایمان مذهبی و عشق علی پیوند خورد . یک شعار شیعی گردید . همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش.
دکتر علی شریعتی
نخستین روز بهار
نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است مسلما آن روز نوروز بوده است. مسلما بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز ، روز آفرینش است هرگز خدا جهان را و طبیعت را ، با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلما اولین روز بهار سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن و این همهخ یعنی نوروز.
دکتر علی شریعتی
امام صداق (ع) حدیثی دارند که در پایان آن اشاره می کنند به نوروز ایرانیان و اشاره می کنند به اینکه ایرانیان این رسم را زنده نگاه داشند(به دیده تقدیر) و اعراب آنرا متروک کردند(به دیده ملامت)
آیا می دانید دعای یا مقلب را امام صادق به معلی بن خنیس امر کردند تا برای ایرانیان بخوانند
*********
سال نو همگی مبارک. با امید در پیش داشتن یک سال خوب و پر خیر و برکت.
چند وقت پیش داشتم یه مروری روی عکس های گذشته می کردم که این عکس را دیدم. هاتف همیشه تب رفتن داشت. من فکر می کردم فقط یک تبه. ولی اون موقعی که من اصفهان بودم هاتف رفت سوئد و نتونستم برای خداحافظی ببینمش. امین هم دوست داشت ادامه تحصیل بده. ولی نه اینجا. سه هفته ای می شه که رفته استرالیا.
عکس مال اردو کارون ۳ سال ۱۳۸۴ ه. سال آخر دوران پر فراز و نشیب دانشجویی. یادمه اون روزها دو تا رکورد داشتم یکی اشتها که غذای بچه های دیگه را هم می خوردم (البته ۱۰ کیلو کمتر از حالا بودم!!!) و دیگری مو که بلند ترین مو عمرم را داشتم و شده بود مایه خنده بعضی ها. اون قدر هوا گرم بود که آدم دیوونه می شد و کسی جرات نداشت به پر و پام بپیچه. فلاکت از سر و روی چهره ام در این عکس می باره.
اردو پر خاطره ای بود. خاطره انگیز ترین رویداد دوران دانشجویی من.

وقتی این عکس را دیدم تو فکر فرو رفتم. هاتف خواست بره رفت سوئد. الان هم خیلی موفقه. امین خواست بره رفت استرالیا و امیدورام موفق باشه. ولی من همین جا را ترجیح می دهم و من هم اینجا ادامه دادم.
نمی دونم اون ها به چیزی که می خواستند رسیدند یا نه ولی من هنوز اول راهم.
امسال عید برای هر دو اون ها حال و هوای جدیدی داره. برای اولین بار . دور از خانه. دور از دوستان. دور از وطن. دور از ایران دور یک سفره هفت سین ایرانی.
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنهء كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنهء كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
زنده ها خيلی براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

Charging
....
Charging
...
The Batteri is empty
Alireza Set is Off
Sleeping
...
روی سن رفتم. یک سری حرف که ته دلم مونده بود را زدم. همه خوششان اومده بود. با این که با اشک و گریه میونه ای ندارم ولی اولش که رفته بودم روی سن و مصطفی کنار شارمین آروم آروم داشت گریه می کرد اشک تو چشمام جمع شده بود. مخصوصا فضا را عوض کردیم. همه چیز خوب بود.
حرفی نیست فعلا ...
شارژر ندارم ...
Charge is low
....
Off
...
مراسم طرح طفلان مسلم
طرحی از جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)
مکان : شهر زیبا - کانون اصلاح و تربیت استان تهران - سالن نمایش
زمان : شنبه - ۱۹ اسفند ماه - ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۸
ورود برای عموم آزاد است
راستی درگذشت ناگهانی رسول ملاقلی پور را به همه هنردوستان تسلیت می گم.
امروز مترو در ایستگاه های "ملت" و "بهارستان" و "دروازه شمیران" توقف نداشت. دلیلش هم جلوگیری از تجمع اعتراض آمیز معلمین جلو مجلس بود. تا خود ظهر هم ادامه داشت. معلم ها با تمسخر در ایستگاه امام خمینی پیاده شدند و بقیه راه را پیاده رفتند. من شاهد بودم. باز به غیرت معلم ها. به این می گن یک همکاری دوستانه بین دولت و مجلس و شهرداری علیه مردم.
***
دیشب ساعت ۳ و نیم نصفه شب این سعید رضایی زنگ زده به من می گه ما داریم شام دفایه من را می خوریم تو هم بیا. من که در اون لحظه با یک مرده هیچ فرقی نداشتم به زور یک سری کلمات بر زبان جاری کردم که جان عزیزت بی خیال ما بشو. امروز بهش زنگ زدم ببینم قضیه چی بوده. نگو داشتند تا صبح پوستر می چشبوندن. البته سعید حاضر نشد بگه که من پای تلفن چه جملاتی را در اون حالت غیر عادی گفته ام و قراره علیه من بعد ها استفاده بشه.![]()
چون در دانشگاه های دیگه نیرو نداشتیم یا کم داشتیم مراسم علم و صنعت از حالت علم و صنعتی صرف در آمده.
اگر خواستید تشریف بیاورید.
پ.ن ۱: این آخر هفته پیش برای من خیلی خاص بود. یکی از مهم هاش این که نزدیک بود یه نفر را در رانندگی زیر بگیرم
. البته همه اش تقصیر خودش بود ولی خلاصه نزدیک بود ما هم بشیم طفل مسلم.
پ.ن ۲ : التماس دعا. گاهی اوقات آدم مشکلاتی پیدا می کنه که اگه حل نشه خود آدم حل می شه.
پ.ن ۳:
دیشب علی طبق معمول یک آیه قرآن بهم اس ام اس زد که راجع به آفرینش ماه و خورشید بود. بعدش گفت برو به ماه نگاه کن. یادم اومد . قرار بود خسوف بشه. به از خواب پریدنش می ارزید
از پنجره نگاه کردم. راست می گفتند . واقعا نسبت به خسوف های قبلی در این چند سال خیلی زیباتر بود.لحظه قشنگی بود. تصور کردم که مردم زمان قدیم با اون دیدی که نسبت به نجوم داشتند با دیدن همچین صحنه ای اون هم در دل بیابون کم بهت زده نمی شدند
یادش بخیر. دوران راهنمایی تمام عشقم خوندن مطالب و کتاب های نجومی بود. کتاب های مختلف. بعضی از نت برداری هام الان هم جدیده و تازه تو دانشگاه برام تکرار شدند. یادش بخیر یک رفیقی داشتم با هم تا جا داشت مطالعات نجومی کردیم و تازه از خودمون استدلال و نظریه هم می دادیم. تا جایی رفتیم که دیگه برای ادامه اش پول لازم بود و ما نداشتیم
یادمه پسر یکی از مسئولین حال حاضر همکلاس ما بود. باباش براش یک تلسکوپ 80 هزار تومانی خریده بود و داشت خاک می خورد. ولی یادمه که همه چیزی که من می خواستم یک آیینه مقعر بود تا باهاش تلسکوپ انعکاسی بسازم
هنوز هم نسبت به آیینه مقعر یک حس کیمیا دارم
یادش بخیر
قضیه از این قرار بود یه چند روزی یکی از رفقای ما اون یکی را سر یک کاری می پیچونه و هی از زیرش در می رفت. تا این که یک روز این رفیق پیچنده به همراه یک خانمی توسط رفیق پیچیده دیده شد. رفیق پیچیده وسط راهرو دانشکده داد زد که آقای فلان مچت را گرفتم. فلانی هم کپ کرد و فکرش رفت یه سمت دیگه و گفت این خانم همسر آینده منه !!! ![]()
اون موقع بود که اون یکی رفیق کپ کرد و گفت باباجون منظورم این بود که بیا به اون پروژه برسیم ! وگرنه به من چه که تو با کی راه می ری !! من قصد جسارت نداشتم ولی حالا که این طور شد شام !!! ![]()

دو ماه بعدش یعنی همین هفته یه بار که همه دور هم جمع بودیم رفیق شیرینی تعارف کرد و گفت ایشون همسر آینده منه. من را می گی کپ کردم و همین جور که شیرینی می خوردم قه قه هم می خندیدیم. اون یکی رفیق گفت جا خوردی ؟ گفتم نه من دارم به چیز دیگه فکر می کنم. به این که چقدر پشت سر این پیش ایشون غیبت کردم و مسخره اش کردم و ایشون هم خیلی مظلومانه سعی می کرد جلو من را بگیره !!! ![]()
طفلک رفیق ما بد خودش را لو داد. باید از اون رفیق دوره دبیرستان من (حسین) یاد بگیره که یک شب زنگ زد به ملت گفت فردا عروسیمه. اگه خواستین بیاین . ملت هم هاج و واج !!! ![]()
یا اون یکی که گفت " این بروشورها را اگر من نبودم بدین به خانمم !!! نه نه به خانم فلانی !! " ![]()
اما جدا به هم می آیند. مبارکه. ![]()
![]()
![]()
![]()
۱) رسول خدا (ص) از گوشت گوسفند کدام قسمت را دوست داشت؟
الف)ماهیچه ـ سردست ب) ران ـ سردست ج) ران ـ جگر د)جگر و قلوه
2) کدام یک از گزینههای زیر از خصلتهای خروس است که با خصلت پیامبر سازگار نیست؟
الف) وقت شناسی ـ غیرت مردانه ج) وقت شناسی ـ سخاوت
ب) شجاعت و کثرت آمیزش با همسر د) برچیدن غذا از زمین ـ تند راه رفتن
3) رسول خدا در خوردن کدامیک از موارد زیر کسی را با خود شریک نمیکرد؟
الف) غذا ب) نان جو ج) انار د)ماهیچه گوسفند
4)رسول خدا(ص) در چه حالی اصلا دیده نشد؟
الف)درحال مجامعت با زنان ب)در حال بول و غائط
ج)در حال خرید از بازار د)نوشیدن آب در حالت نشسته
5)آیا مخرج بول و غائط با سه سنگ پاک میشود؟
الف)هر دو پاک میشود ب)هیچکدام پاک نمیشود
ج)مخرج بول پاک میشود ولی مخرج غائط پاک نمیشود د)مخرج بول پاک نمیشود ولی مخرج غائط پاک میشود.
6)به فرموده امام صادق(ع) مقدار آب مصرفی آن حضرت برای وضو و غسل به ترتیب کدام است؟
الف) یک صاع ـ یک صاع ب)یک مد ـ یک مد ج) یک مد ـ یک صاع د)یک صاع ـ یک مد
7)رسول خدا در شدت گرما به موذن میفرمود: ابرد، ابرد مقصود کدام است؟
الف) بگذار هوا خنک شود، بگذار هوا خنک شود. ب)شتاب کن، شتاب کن
ج)دور شو دور شو د) الف و ب صحیح است
8) جبرئیل به پیامبر دستور داد که قرآن را در حالت . . . . بخواند
الف) ایستاده ب)نشسته ج)خوابیده د)سواره
9)موی سر رسول خدا(ص)
الف) سیاه بود ب)سفید بود ج)جز چند مو بقیه سیاه بود د)درآخر عمر سفید شد
10) به فرموده امام صادق(ع) خداوند متعال در رسول خداد(ص) چند روح قرار داده است؟
الف)روح القدس ـ روح الایمان ـ روح القوه
ب) روح القدس ـ روح الشهوه ـ روح الحیاه
ج)روح القوه ـ روح الشهوه ـروح الخلوه
د) الف و ب صحیح است.
11)کفن میت کدامیک از گزینههای زیر نیست؟
الف)لنگ ب)عمامه ج)سرتاسری د)جامه
.....
حرف زیاده . کسی که این سوالات را به ما رساند مطالب به مراتب تکان دهنده تری را نقل کرد ولی سوال من اینه که آیا اگر هر دولت دیگری بود اکنون جمعه یک راهپیمایی یک عده کفن پوش به اعتراض برگزار نمی شد ؟ آیا وزیر استیضاح نمی شد؟! جریان روزنامه ایران و اون کاریکاتور را یادتون نیست ؟
تا کی باید ساکت موند تا یک عده مقدس مآب با دین و مقدسات مردم بازی کنند ؟
اینجا را هم حتما برای اطلاعات بیشتر بخوانید.
بهم می گفت آقای زرد . یه بار پیراهن زرد پوشیدم خوشش اومد. من هم ادامه دادم. یه بار بهم گفت بیا پا تخته. گفتم استاد چیزی برای ارائه ندارم. اون هم گفت شما هیچ وقت چیزی برای ارائه نداری. شما فقط رنگ های شاد می پوشی. ![]()

پروژه فوق لیسانس ما هم بالاخره معلوم شد. باید روی سیکل رانندگی و تاثیرش بر آلودگی هوای تهران کار کنیم. آخرش این می شه که آقا جون این تغییرات تو سیستم خودروها خصوصا طرح چرت زوج و فرد اصلا تاثیری هم داره یا نه . خلاصه آلودگی هوای تهران افتاده دست من !! ![]()
چند روز پیش با خرچنگ چت می کردیم که کل (به فتح کاف) افتاد خلاصه تو رودرواسی موندیم و برای روکم کنی هم که شده باید یه سعی ای برای دکترا بکنم. این ترم که این قده نمره ها خوب شد که بدون کنکور دکتر شدن کنسله. بریم سراغ با کنکورش.
یک تقدیر هم از خرچنگ بکنم که دیروز یه ایمیلی بهم فرستاد تحت عنوان "پادشاه آسمان ها" که ۲۰ -۳۰ تا عکس عقاب داشت. ممنون ولی این که مال خودمه قشنگ تره. تازه پسورد کتابخونه دانشگاهش را بهم داده تا مقاله پولی را مفتی دانلود کنم. اون هم از خونه. انشاا.. که سوئد بهت خوش بگذره.
یه اخطار هم بهش می کنم. بار آخرت باشه که از من غلط دیکته ای می گیری. از این به بعد عین بچه آدم می آی یا از من تعریف می کنی یا نظر سازنده می دی و می ری.
انتقاد ممنوع.
اینجا آزادی بیان و از این سوسول بازی ها نداریم.
![]()
راستی دیروز بابک پورنژدی و علی فروزش رفتن سربازی ![]()
